آفرین بر نفس دلکش و لطف سخنش

۲۱ مهر, ۱۳۹۷

خواجه شمس‌ الدین محمد در شیراز، شهر شعر و علم و ادب متولد شد. 
از همان کودکی فراگیری علم دین را آغاز کرد و به زودی از دانشمندان سر شناس دیار خودش گردید. 
قرآن را از برداشت و به همین مناسبت تخلص حافظ را برای خودش برگزید.
حافظ در زمان حیات خودش آنگونه در علم و ادب درخشید که اشعارش به سراسر ایران زمین و حتی هندوستان راه یافت. 
با
این حال حافظ را قرن ها بعد آنگونه که باید شناختند، گوشه ای از شکوه
شاهکار حافظ را می توان در تواضع بزرگان ادب در شرق و غرب عالم یافت.
گوته که مترجم اشعار حافظ به زبان انگلیسی است می گوید: حافظ در اشعارش حقیقت انکارناپذیر را ماندگار کرده است… او هیچ همتایی ندارد!
امرسون دیگر مترجم اشعار حافظ می گوید: او تنها فردی است که آرزوی دیدنش را داشته ام یا دوست دارم مانند او باشم.
غزل حافظ به یمن دولت قرآن و انفاس سحرخیزان، اعجاز گونه به نهان جان انسان راه می یابد و قبول خاطر می افتد.  
آنگونه
که به قول دکتر عبدالحسین زرین کوب: «عارف و عامی، هر یک در حد وسع و فهم
خویش از سخن حافظ ذوق می ‏یابند و لذت حاصل می‏ کنند».

شعر حافظ همه بیت الغزل معرفت است
آفرین بر نفس دلکش و لطف سخنش 

حافظ
دلبسته شیراز بود و به خلاف همشهری شیرین سخنش سعدی، ترک دیار نکرد، او در
سال ۹۷۱ هجری قمری وفات یافت و در “گلگشت مصلی” که منطقه ای زیبا و سرسبز
بود و بعدها آن را حافظیه نامیدند مدفون شد. 

راهیست راه عشـــق کـــه هیچش کـــــناره نیست
آن جـــا جــز آن کـــه جـان بسپارند چـاره نیست
هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بود
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست…